فرهنگی بودن و فرهیخته شدن

پاره‌ای از نثر اسماعیل خویی را بخوانیم و کیف کنیم:

«سبک هر هنرمند، به گفتۀ آن‌که گفت، همان «شخص» اوست. و با تجربه است که شخصیت هر هنرمند، کم کم، شکل می‌گیرد. روشن است، اما، که هیچ هنرمندی نمی‌تواند همه چیز را، در حوزۀ هنر ویژۀ خویش، شخصاً تجربه کند. هرچه فرهنگ پیش می‌رود، تجربه‌های انسان بیشتر «غیرشخصی» می‌شود. ما تجربه‌های دیگران را در خود می‌پذیریم. «فرهنگی بودن» و «فرهیخته شدن» یعنی همین. طبیعی‌ست بدینسان، که هر هنرمند جوانی کار خود را با برخوردار شدن از تجربه‌های دیگران –هنرمندان دیگر- آغاز کند. و پیشرفت در هنر، گفتم، همانا بازگشت هنرمند است از دیگران به‌سوی خویش. و آنچه در این کار، همچنان که در بسیاری کارهای دیگر، روا نیست همانا شتابزدگی است. این، چون نیک بنگریم، روندی‌ست همانند ریشه دواندن نهال در خاک و قد کشیدن آن در آفتاب. و نهال، در ریشه دواندن و بالیدن، هرگز شتاب نمی‌کند.»

© اسماعیل خویی | از شعر گفتن | ۱۳۵۲