چرا به چرا بی‌توجهی می‌کنیم؟

«تا می‌خواهم پست تازه‌ای منتشر کنم با خودم می‌گویم خب که چی؟»

«می‌نویسم، اما تداوم ندارم. هزار بار تصمیم گرفته‌ام به طور منظم پست بگذارم اما باز هم نتوانسته‌ام به تصمیمم پایبند باشم.»

«هنوز نمی‌دانم باید دربارۀ چه چیزی بنویسم. هر بار وسوسه می‌شوم موضوع تخصصی خودم را تغییر بدهم.»

این چند جمله را بارها از زبان افراد علاقه‌مند به تولید محتوا شنیده‌ام.

من مشکل اصلی را در توجه ناکافی به چرایی کار می‌دانم.

ما خیال می‌کنیم که چرایی کار و اهمیت موضوع را به‌‌روشنی می‌دانیم، اما کافی است دست به قلم شویم تا ببینیم که بعد نوشتن چند تا دلیل نصفه و نیمه -که غالباً بدون درک و تأمل کافی از جای دیگری برداشته‌ایم- چیزی برای گفتن نداریم.

اگر نمی‌توانی برای انجام هر کار مهمی دلایل محکمی بیاوری، مطمئن باش که به محض رسیدن به اولین موانع وامی‌دهی.

در کتاب قطب‌نمای موفقیت می‌خوانیم:

«اگر یک دلیل برای هدف خود داشته باشید. انگیزۀ کمی خواهید داشت. اما اگر چهل یا پنجاه دلیل داشته باشید. حتماً شروع به کار می‌کنید و هیچ‌کس جلوی شما را نخواهد گرفت.»

برای انجام مدام و مجدانۀ کارها به «چرا» یا «چراها»ی پرمعنا نیازمندیم.

اگر وبلاگ‌نویسی و تولید محتوا برایتان کاری بامعنا و هدفمند باشد، نه‌تنها دوام می‌آورید بلکه به منبع الهام دیگران نیز تبدیل می‌شوید.

نیچه زمانی گفته بود: کسی که چرایی زندگی را یافته است، با هر چگونه‌ای خواهد ساخت.