شاگرد زندگی

دونالد ام. موری می‌گوید: «به احساساتت اجازه بده افکارت را شعله‌ور کنند.»

نسبت به واکنش‌هایت به جهان اطراف حساس باش.

وقتی دربارۀ موضوع یا مسئله‌ای حس خاصی در تو ایجاد شد گمان نکن همه همین حس را دارند.

احساسات خودت را متمایز از دیگران بدان.

این به عنوان یک فرد خلاق به نفع تو تمام می‌شود.

اگر واکنش خودت را خاص بپنداری، احتمال اینکه بتوانی دیدگاه تازه‌ای خلق کنی افزایش می‌یابد.

چشم‌هایت را باز کن و از زندگی یاد بگیر.

وقتی گمان می‌کنی حرف کسی ابلهانه است و پوزخند می‌زنی، وقتی به آسمان نگاه می‌کنی و غرق بی‌کرانگی آن می‌شوی، وقتی پست جفنگی را توی اینستاگرام می‌بینی و عصبانی می‌شوی؛ از کنار احساسات نگذر. از خودت سوال کن، چرا حس کردم فلان حرف ابلهانه است؟ چرا آسمان این‌همه برایم جذاب است؟ چرا به خاطر آن پست مسخره عصبانی شدم؟

و برهان احساساتی که داشتی کشف کن. استدلال کن، خیالبافی کن، روده‌درازی کن. اما نگو این حسی است که همه دارند. نه. بچسب به احساس خودت و از توی آن چیزی بیرون بکش.

شعر، داستان، یادداشت و مقاله از دل عادت هشیاری بیرون می‌آید.

واکنش‌های خودت به جهان پیرامون را یک موهبت بدان.

فکر کن چیزی را حس کرده‌ای و دیده‌ای که قبلاً هیچ کس دیگری به این شکل و صورت ندیده.

برای هر واکنش مثبت و منفی خودت به جهان ارزش قائل باش.

به این نکته توجه کن تا ببینی نوشتن و تولید محتوای اصیل چقدر سهل‌تر و در عین حال لذت‌بخش‌تر می‌شود.