برنامه‌ریزی و رشد شتابان

خیلی چیزها را می‌دانیم، حتی گمان می‌کنیم که در عمل هم به آن‌ها پایبندیم، اما گاهی تلنگری در هیات یک جمله قصار ظاهر می‌شود تا دوباره اهمیت موضوعی را که بدیهی می‌پنداشته‌ایم یادآوری کند:

«یک احمقِ با برنامه، می‌تواند یک نابغۀ بدون برنامه را شکست بدهد.»

-وارن بافت

اعتبار گوینده در بهتر پذیرفتن این حرف بی تاثیر نیست، جمله را که می‌خوانی با خودت می‌گویی؛ به جای اینکه بیش از این به خاطر حماقتم افسوس بخورم، بهتر است برنامه‌ریزی منظمی داشته باشم! بالاخره وارن بافت روزنۀ امیدی نشان داده. او که احمق نیست!

باری، این روزها توی قرنطینه قدر و قیمت برنامه‌ریزی را بیشتر می‌فهمم.

توی محبس بیش از هر وضعیت دیگری در معرض وادادنی. یکهو می‌بینی عادتت شده:

هر روز لنگ ظهر با کاردک از روی تخت جمعت کنند،

تا نیمه شب خودت را با موبایل و سریال و اخبار سرگرم کنی،

و جلوی آینه متحیر باشی که چطور کمرت چند سایز پهن‌تر شده.

شاید لذت این روزهای من در قرنطینه و شتابی که در مسیر رشد خودم حس می‌کنم، صرفاً به خاطر این است که با برنامه پیش می‌روم. مدتی‌ست یکی از کتاب‌های قدیمی نشر زمان را که هیچ ربطی هم به برنامه‌ریزی فردی ندارد گذاشته‌ام جلوی چشمم؛صرفاً محض دکور! عنوان کتاب این است:

برنامه‌ریزی و رشد شتابان.