با صد هزار مردم تنهایی

یک لحظه به شبکه‌های اجتماعی فکر کنید.

کدام یک از ما برای به دست آوردن دنبال‌کننده‌های بیشتر وسوسه نمی‌شویم؟

«-کمیت را بالا ببر تا به کیفیت برسی.»

نه! برای این یکی توصیۀ خوبی نیست.

بله، شاید گمان کنیم جذب افراد بیشتر شانس رسیدن به افراد باکیفیت‌تر را بیشتر می‌کند؛ پیدا کردن صد مخاطب ایده‌آل از میان صد هزار مخاطب ظاهراً سهل‌تر و منطقی‌تر می‌نماید تا شکل دادن جمعی با همین تعداد در میان ده هزار نفر.

اما به نظرم نتیجۀ این استراتژی یا تاکتیک چندان خوشایند نیست. اقل کم برای همه مناسب نیست. جریان مخاطبان نامربوطی که دور خودت جمع کرده‌ای چنان عنان تو را در اختیار می‌گیرند که اصلاً نمی‌فهمی به کدام سمت می‌روی.

و در نهایت به یکی از نق‌نقوهایی تبدیل شویم که مدام می‌گویند: «چرا فالوور دارم ولی فروش ندارم یا چرا با اینکه اینهمه محتوا می‌ذارم، گاهی که یه مدت نیستم هیشکی نمی‌پرسه چرا صفحه‌ت به روز نمیشه؟»

شاید باید بیش از هر چیز مواظب حرص انباشتن کیلویی فالوور باشیم.

امروز که بعد از ۴ سال اعضای کانال مدرسه نویسندگی به ۸ هزار نفر رسیده، بیش از همیشه اهمیت و کیفیت مخاطب ارگانیک و مرتبط را حس می‌کنم.

بورخس می‌گوید:

«چیزی که من واقعاً به آن می‌اندیشم این است که حداقل یک نفر مرا به خوبی بشناسد.»